از همه چیز و همه جا

ما قصد داریم در این وبلاگ مطالب جالب همه رشته ها را قرار دهیم تا شما نیز از آن لظّت ببرید.

از همه چیز و همه جا

ما قصد داریم در این وبلاگ مطالب جالب همه رشته ها را قرار دهیم تا شما نیز از آن لظّت ببرید.

از همه چیز و همه جا
پیام های کوتاه

۶ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

سلام دوستان؛

در این پست سایت "شبکه ی مترجمین اران" را به شما معرّفی می کنم.

در این سایت شما می تواند در خواست ترجمه ی مقالات علمی،نامه های اداری و... خود را اراعه دهی تا به بهترین کیفیّت ممکن ترجمه شود.

از مزایای این سایت نصبت به دیگر سایتها یکی تخصّصی بودن ترجمه و دیگری امکان ترجمه از زبان های مختلف به زبان ها ی مختلف

دنیا وجود دارد.

در ضمن در این سایت امکان ترجمه ی رسمی اسناد نیز وجود دارد که قابلیّتی جدید و عالی است.
http://www.worldtranslators.net

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۳۸
شیمی دان جوان

در سال ۱۹۳۵ وزارت دفاع المان نیاز خود را به یک  شکار  پیشرفته اعلام کرد. چندین طرح به وزرات دفاع پیشنهاد شد که دو عدد از انها طرحی با نام فوک ولف ۱۵۹ و دیگری طرحی با نام میشراسمیت ۱۰۹ بود.طی ارزیابی ها  در ۱۲ مارس  سال ۱۹۳۶ نیروی هوایی میشراسمیت ۱۰۹ را انتخاب کرد که  بعدها تبدیل  به بهترین شکاری نازی ها  در جنگ دوم جهانی شد

اگرچه طرح فوک ولف ۱۵۹ که طرح مشهور  المان ها  کلت تانک ان را طراحی کرده  بود رد شد ولی حتی قبل از انتخاب میشراسمیت ۱۰۹ نیروی هوایی یک طرح جنگنده بمب افکن  نیز اعلام کرده بود که قرار بود در کنار میشراسمیت  ۱۰۹ خدمت کند. در ان زمان کورت تانک که سر طرح شرکت  فوک ولف بود طرحی  را ارائه کرد که بر اساس فوک ولف ۱۵۹ ساخته شده بود و به فوک ولف ۱۹۰ نامیده شد و برای ورود به خدمت نیروی هوایی نازی پذیرفته شد

طرح فوک ولف ۱۹۰ دارای موتور شعاعی  بود. در ان زمان موتور شعاعی  عملا دیگر در طرح های اروپایی استفاده نمی شد  و موتور های خطی روی جنگنده ها نصب م می شد . موتور شعاعی  که در واقع  سیلندرها به شکل دارای شکل دور هم چیده شده بود باعث میشد جلوی هولپیما بزرگ شود و دید کاهش یابد از این رو موتورهای خطی که سیلندرها در یک خط به صورت مستقیم  قرار داشتند  محبوبتر بود ولی موتور شعاعی نیز امتیاز  خود را داشت از جمله  اینکه به دلیل در معرض هوا بودن سیلندر و پیستون، موتور با هوا نیز خنک می شد

از طرفی  موتور های شعاعی   اگرچه بزرگتر بودن ولی طول کمتری داشتند از این رو هواپیما کوتاه تر می شد و البته تعمیر و نگهداری موتورها شعاعی  اسان تر بود از این رو کلت تانک تصمیم به استفاده از  موتور شعاعی گرفت

جنگنده فوک ولف ۱۹۰ (که در مقاله با نام ۱۹۰ خوانده می شود)  پرنده ای دو باله و تمام فلزی بود که از دو ارابه جمع شونده زیر بالها بهره می برد. تاکید  فراوان کلت تانک برای استفاده  میدانی از ۱۹۰ باعث شد تا ارابه های فرود  بسیار مستحکم ساخته شود. بر خلاف میشراسمیت ۱۰۹ که ارابه فرود در زیر بدنه  قرار داشت و شعاع کمی را پوشش میداد  و از طرفی هر ضربه محکم به ارابه فورد در هنگام فرود  باعث یک عمل  کنش  و واکنش سریع میشد که کلا بدنه جنگنده را دوباره  به هوا پرتاب  می کرد  و جنگنده با  سر پایین می امد زیرا نیروی برخورد سریع  به زمنی جذب  بدنه میشد ولی در ۱۹۰ چرخ ها  زیر بال بود و نیرو توسط بال ها جذب   می شد و هواپیما بعد از یک برخورد شدید به زمین  دوباره به هواپرتاب نمی شد . نصب  ارابه فرود  زیر بدنه میسراسمیت ۱۰۹ باعث از دست رفتن یک پنجم  انها در  هنگام  فرود  شد

یکی از پیش نمونه های 190

یکی از پیش نمونه های ۱۹۰ وی ۱

هواپیما دارای یک موتور شعاعی BMW801 بود.این موتور دارای  یک شبکه گردش روغن برای خنگ کردن موتور بود . روغن  در گردشش از پشت سر ملخ رد میشد تا با هوا خنک شود و البته یک رادیاتور  هم برای خنگ کردن روغن بود.موتور ۱۴ سیلندر  بود و ۱۵۲۹ اسب بخار قدرت فراهم میکرد

جنگنده جدید در ۱ ژانویه سال ۱۹۳۹ پرواز کرد و از اگوست سال  ۱۹۴۱ وارد خدمت شد

قبل از اینکه به سابقه عملیاتی ۱۹۰ بپردازیم به مدلهای مختلف ان خواهیم پرداخت

FW-190V1 :نخستین نمونه ای که به پرواز درامد و چند پیش نمونه از ان نیز ساخته شد. این نمونه دارای  موتور بی ام دبلیوی ۱۳۹  با ۱۴ سیلندر که قدرتی معادل ۱۵۲۹ اسب بخار را فراهم می کرد . کابین خلبان مستقیم  پست موتور بود و هواپیما به سرعت ۶۰۱ کیلومتر در ساعت نیز  در وزن سبک دست می یافت . دارای  یک ملخ سه تیغه  با گام ثابت بود و دارای  چهار مسلسل شامل  یک  مسلسل ۷٫۹۲ م م و یکی  مسلسل ۱۳ م م در ریشه هر  بال بود. مسلسل ۷٫۹۲ م م MG-17  دارای سرعت اتش ۱۲۰۰ گلوله بر دقیقه بود  و هر مسلسل  ۵۰۰ گلوله حمل می کرد. این مسلسل از همان کالیبر سلاح  پیاده نظام  موز۹۸ کا استفاده می کرد. مسلسل دیگر مسسل۱۳ م م MG 131  بود که مسلسل سنگین به حساب می امد.این مسلسل ۹۰۰  گلوله بر دقیقه اتش می کرد  و  چندان کارایی ان رضایت بخش نبود و مستعد گیر کردن بود.۴۷۵ گلوله ۱۳ م م برای هر مسلسل حمل می کرد

بعد از چند پیش نمونه موتور با موتور  ارتقا یافته BMW801 تعویض شد که ۱۵۳۹ اسب بخار قدرت داشت.  موتور قبلی مشکلاتی داشت  از جمله در ارتفاع بالای ۲۶۰۰ متر حرکت سریع دست گاز ممکن بود باعث خفه شدن موتور شود  که مربوط به سوپر شارژ موتور می شد  . از این رو موتور جدید ارتقا یافت. همچنین در پیش نمونه ها بعد شکل سکان عمودی تعویض  شد و بدنه تقویت شد . توان بارگذاری  بال کم بود زیرا ارتش به فکر نصب توپ ۲۰ م م روی جنگنده بود از این رو بار گذاری بال افزایش یافت اگرچه بعدها برنامه تغییر کرد

با تغییرات داده شده نخستین  نمونه تولید و عملیاتی ۱۹۰ ساخته شد

FW-190A0: این نمونه  در نوامبر   سال ۱۹۴۰ وارد تولید شد و ۲۸ فروند ان ساخته شد. به دلیل اینکه هنوز  در این نسخه  بال تقویت نشده بود دارای شش مسلسل ۷٫۹۲ م م بود که یکی در ریشه هر بال و چهار عدد در جلوی   شیشه کابین روی موتور که با ملخ هماهنگ شده بود تا گلول ها از میان ملخ ها رد شوند. این مسلسل ها به دلیل قرار گرفتن در راستای مستقیم دید خلبان دقت بالای داشت  .دارای  یه لایه زره در زیر بدنه و دور موتور بود و بخش های از بدنه  نیز زره بیشتری داشت. یک واحد عملیاتی از این جنگنده تشکیل شد تا ارزیابی عملیاتی انجام شود ولی  مشکل همچنان  باقی بود و موتور دچار  مشکل خفگی  بود از طرفی  به شکل عجیبی موتور جدید دارای  گرمایی بالای  بود و دمای سرسیلندر بسیار بالا می رفت. فوک ولف تلاش کرد یک فن نیز برای کاهش دمای موتور کار  بگذارد ولی مشکل موتور انچنان زیاد بود که حتی چند بار تا کنسل شدن کل پروژه  ۱۹۰ پیش رفت . نیروی هوایی ۵۰ تغییر  را در جنگنده خواهان بود و فوک ولف چاره ای جز افزایش سرعت تغییرات نداشت

FW-190A1: این  نسخه دارای  موتور بهبود یافتهBMW801-C1  که عملکرد بهتری داشت  . همچنین این نمونه دارای دو مسلسل ۷٫۹۲ م م در درون بال، دو مسلسل جلو کابین  خلبان و  توپ  ۲۰ م م در ریشه بال. یکی از  دلایل انتقال دو مسلسل از جلو  به بال تاثیر گرمای مسلسل ها روی موتور و البته بلعکس بود .توپ MG151 دارای سرعت اتش ۷۵۰ گلوله بر دقیقه بود و ۲۵۰ گلوله  برای هر توپ موجود بود. ۳۱۵ فروند از این نسخه ساخته شد و در نزدیکی پاریس مستقر  شد. با وجود این ، هنوز این نمونه ازمایشی بود زیرا مشکلات کامل  برطرف نشده بود در ازاء هر ۴۰  ساعت پرواز  موتور نیاز به تعمیرات اساسی  به دلیل دمای بالا داشت

FW-190A2: این نسخه در اکتبر سال ۱۹۴۱ وارد خط تولید شد و تلاش برای اصلاح اگزوز برای کاهش  دمایی تولید موتور بود . موتور BMW801-C2 روی این نسخه  دارای  ۱۳ اگزوز برای ۱۴ سیلندر  قرار داده شد که لوله ها انها از زیر  و کنار   بدنه  بیرون امده بود. این اگزوز ها  تلاش برای  خروج سریع گاز احتراق و کاهش گرمای موتور بود . با رفع مشکل دمای موتور ۹۱۰ فروند از این نمونه  تا اوت سال ۱۹۴۲ تولید شد

نسخه ای 1 و ای 0 دو نمونه تولید نخست

نسخه ای ۱ و ای ۰ دو نمونه تولید نخست

 FW-190A3: این نسخه دارای موتور BMW-801D2 بود که دارای ۱۷۰۰ اسب بخار قدرت داشت  و سوخت بیشتری حمل می کرد. این نسخه خود چند زیر مجموع داشت. نسخه ای ۳ یو۱ و یو۲  دو نسخه تولید اولیه  بود که  توان حمل یک غلاف راکت زیر بال را داشت. این غلاف زیر جایگاه حمل سلاح نصب می شد  زیرا این نسخه اصلا زیر بال جایگاه نداشت  و در واقع  این غلاف که حاوی یک راکت ۷۳ م م بود با بسته های زیر بال هواپیما  طرحی شده بود  . نسخه بعدی با نام ای۳یو۳ دارای یک جایگاه خارجی زیر بدنه  بود که می توانست   یک بمب ۵۰۰ کیلوگرمی را زیر بدنه حمل کند  ویا جای ان یک مخزن سوخت خارجی ۳۰۰ لیتری را حمل میکرد.این نسخه فاقد  مسلسل ۷٫۹۲ م م درون بال بود و به جای ان توپ  MGFF را حمل میکرد  که یک توپ ۲۰ م م و تنها توپ توپ۲۰ م م در ریشه بال و دو مسلسل ۷و۹۲ م م در جلوی کابین داشت. نسخه ای۳ یو۴ دیگر نسخه این نمونه بود که برای حمل یک غلاف دوربین در نقش شناسایی در جایگاه  زیر بدنه توسعه یافته بود

FW-190-A4: این نسخه دارای همان موتور و جنگ افزار نسخه قبلی است ولی در زمینه بیسیم  و زره ارتقا یافته بود. همچنین  این نسخه تنها دارای   توپ ۲۰ م م درون ریشه بال  بود ولی همچنان توان حمل بمب زیر بدنه را دارد. چندین نسخه  از این مدل ساخته شده ولی نسخه ای۴ یو۸ دارای یک جایگاه خارجی زیر هر   بال نیز بود که توان حمل یک مخزن سوخت خارجی ۳۰۰ لیتری زیر هر  بال را نیز به ان می داد  و  یک توپ ۲۰ م م MGFF درون بال نصب شد(در کنار توپ ۲۰ م م ریشه بال یعنی هر بال دارای دو توپ ۲۰ م م بود)

نسخه ای۴ دارای سرعت  ۶۷۰ کیلومتر بر ساعت و برد رزمی ۸۰۰ کیلومتر بود و ۹۷۶ فروند از ان از ژوئن سال ۱۹۴۲ تا مارس ۱۹۴۳  ساخته شد

نسخه 190 ای 4 که الگوی برای نسخه های بعدی شد

نسخه ۱۹۰ ای ۴ که الگوی برای نسخه های بعدی شد

FW-190-A5:  دو طرح A3 و A4 نشان داد که ۱۹۰ توان حمل تسلیحات  بیشتری دارد و در نقش یک جنگنده بمب افکن  بسیار کارا است. از این رو جایگاه مخزن سوخت ۳۰۰ لیتری که در زیر بال های در نسخه A4 نصب شده بود با اصلاحاتی توان حمل یک بمب ۲۵۰ کیلوگرمی(در مجموع  دو بمب ۲۵۰ کیلورمی زیر بال) را پیدا کرد . این نسخه نیز  دارای چندین  زیر مجموع بود  که برخی تنها دارای دو توپ ۲۰ م م ریشه  بال بودند و برخی هر  سه سلاح ثابت را داشتند(چهار توپ و دو مسلسل که دو ملسل  در دماغه و چهار توپ در بال قرار داشت). بین نوامبر ۱۹۴۲ تا ژوئن سال ۱۹۴۳ در مجموع ۱۷۵۲ فروند از این مدل ساخته شد

FW-190-A6: این نسخه  در زمانی تولید شد که امریکا  شروع به بمباران خاک المان با بمب افکن های ب۱۷ زدند. از این رو این نسخه برای مقابله با این  حملات ساخته شد و دارای چهار توپ ۲۰ م م و دو مسلسل ۷٫۹۲ م م بود. ریشه بال تقویت شده بود تا در صورت لوزم بشود  توپ ۳۰ م م را نیز روی هواپیما  جای توپ ۲۰ م م حمل کرد. همچنین دارای سامانه ناوبری   رادیویی بود تا در شب نیز بتواند جای بمب افکنها  را تشخیص دهد.۹۶۳ فروند از این نمونه تا جولای سال ۱۹۴۴ ساخته شد

FW-190-A7: این نسخه  نیز برای مقابله با بمب افکن های امریکای طراحی شده بود. به دلیل اینکه مسلسل ۷٫۹۲  م م رو  دماغه کارایی بر ضد بمب افکنها  نداشت جای خود را به دو مسلسل ۱۳ م م داد که در کنار  چهار توپ ۲۰ م م استفاده می شد. همچنین  اکثر نسخه های تولید این مدل توان حمل راکت ۲۱۰ م م بی ار ۲۱ را نیز زیر بال داشتند . یک راکت زیر هر بال حمل می شد که برای حمله به اهداف زمینی  استفاده میشدند و ۴۰ کیلوگرم کلاهک جنگی داشتند. تا اوریل سال ۱۹۴۴ در مجموع ۷۰۱ فروند از ان ساخته شد

نصب راکت 21 م م زیر بال 190 ای5

نصب راکت ۲۱ م م زیر بال ۱۹۰ ای۵

FW-190-A8: این نسخه  دارای موتور بهبود یافته   BMW801Q بود که با روش جدید تزریق  سوخت و بهبود اگزوز  برای کاهش بیشتر گرمای موتور دارای  قدرت ۱۹۵۳ اسب بخار بود  اگرچه  به دلیل  روش  پاشش و مخلوت  کردن سوخت با هوا مصرف سوخت این مدل بالاتر بود از این رو یک مخزن سوخت جدید ۱۱۵ لیتری پست کابین خلبان نصب شد.  این نسخه نیز زیر مجموع های  مختلفی داشت و در برخی نسخه ها  در این مدل توپ ۲۰ م م ریشه بال با توپ ۳۰ م م مارک ۱۰۸ تعویض شد(برخی نسخه ها چهار توپ ۲۰ م م و دو مسلسل ۱۳ م م داشت و برخی نسخه ها دو توپ ۳۰ م م و دو مسلسل). این توپ ۶۵۰ گلوله بر دقیقه شلیک  میکرد  و ۱۵۰ گلوله حمل میکرد و دارای  زره بیشتر به میزان ۵ م م در  دور موتور داشت. این  نسخه یکی از پرتولید ترین نسخه  های ۱۹۰ بود و در مجموع ۶۶۵۵ فروند ان تا پایان جنگ در هشت کارخانه ساخته  شد

FW-190A9: این نمونه اخرین نسخه تولید بود که در سپتامبر سال ۱۹۴۴ به پرواز در امد. این نسخه مجهز به موتور قویتر  BMW801S  بود که دارای قدرت ۱۹۷۳ اسب بخار بود البته قرار بود موتور BMW801F1 با قدرت ۲۳۶۷ اسب بخار روی این پرنده نصب شود ولی این موتور در ان زمان هنوز تکمیل نشده بود. تا پایان جنگ ۹۱۰ فروند  از این نسخه تولید شد

در مجموع ۱۳۲۹۱ فروند فوک فول ۱۹۰  از سری A تولید شد ولی فوک ولف مدل های دیگری هم داشت.

نسخه 190 ای 8 پرتولید ترین نسخه 190

نسخه ۱۹۰ ای ۸ پرتولید ترین نسخه ۱۹۰

مشکل اساسی سری A این بود که همان طور که گفته شده موتور BMW801 در ارتفاع بالای  ۳۰۰۰ متر بسیار مستعد خفه کردن بود. حرکت سریع موتور می توانست  باعث خاموش شدن موتور شود اگرچه با یک استارت  دوباره روشن می شد ولی این مسئله باعث شد که نیروی هوایی تا پایان جنگ میشراسمیت ۱۰۹ را با وجود مشکلاتش در خط تولید نگه دارد زیرا همیشه نسبت به کارایی ۱۹۰ سری A در ارتفاع بالا شک داشت

در سال ۱۹۴۱ زمانی که هنوز  نسخه های نخست  به صورت گسترده عملیاتی نشده بودند کلت تانک متوجه شد تنها  راه  قلبه بر مشکلات موتور تعویض موتور است . از این رو نسخه دیگری که ملقب به نسخه ارتفاع بالای  فوک ولف ۱۹۰ است توسعه یافت

 این نمونه  بر اساس موتور  جونکرس ۲۱۳  توسعه یافت   که یک موتور خطی بود و مانند نسخه قبلی موتور شعاعی نبود. این تغییر موتور  باعث افزایش طول ماغه و کشیده تر شدن هواپیما شد

FW-190D-9: نخستین نمونه تولید ارتفاع بالا  که در زمانی وارد خدمت شد که المان ها  زیر بمب باران خورد کننده   متفقین قرار داشت . این نسخه  اولین بار در اوت سال ۱۹۴۴ به خدمت گرفته شد. موتور جدید جونکرس ۲۱۳A  که یک موتور خطی ۱۲ سیلندر خنگ شونده با اب  بود دارای بیشترین قدرت ۲۰۷۱ اسب بخار بود و می توانست  هواپیما را به سرعت ۶۸۶  کیلومتر در ساعت و ارتفاع  پروازی ۱۲۰۰۰ متری برساند. این نسخه ۱٫۵ متر کشیده تر از نسخه قبلی بود . اگرچه  این مدل سریعتر از نسخه سریA بود ولی نرخ اوجگیری  کمتری داشت  . از این رو اگرچه عملکرد بالای  در ارتفاع بالا دست  کم نسبت به نسخه قبلی داشت ولی چندان نظر خلبانان المانی را جلب نکرد .این نسخه دارای  دو مسلسل ۱۳م م با ۴۰۰ گلوله برای هر مسلسل بر  روی دماغه و دو توپ ۲۰ م م در  ریشه بال با ۲۵۰ گلوله بود  که کاهش  مهمات دید  نسبت به نسخه قبلی داشت  که دلیل تلاش برای کاهش وزن برای افزایش سرعت سعود  بود. ۱۸۰۵ فروند  از این مدل تا پایان جنگ ساخته شد

در ادمه بر اساس این مدل سه مدل ئی ۱۱-۱۲ و ۱۳ ساخته شد که ارتقائاتی در موتور و ملخ به خود دیدند  ولی در نهایت کمتر از ۵۰ فروند  از انها تولید شد

نسخه ارتفاع بالا 190 دی 9 که دارای موتور متفاوت خرجینی بود و دماغه ان کشیده تر بود

نسخه ارتفاع بالا ۱۹۰ دی ۹ که دارای موتور متفاوت خرجینی بود و دماغه ان کشیده تر بود

به غیر از دو سری اولی  ، فوک ولف ۱۹۰  دارای نسخه حمله به زمین  نیز بود

FW-190F:  این نسخه بر اساس سریA با موتورBMW801 ساخته شد. این سری دارای  یک جایگاه خارجی زیر هر بال و یکی زیر بدنه بود ولی جایگاه  دارای گیره های چند  گانه بودند که توان حمل چندین بمب را به هر کدام از جایگاه می داد و برای  نمونه میتواند تا دو بمب ۵۰  کیلوگرمی  زیر بدنه و یا یک بمب ۲۵۰ کیلومی زیر بدنه  و یا دو بمب ۵۰  کیلوگرمی زیر  هر بال  و یا یک بمب ۲۵۰ کیلوگرمی زیر هر بال  ویا  زیر هر بال یک غلاف  تکی راکت  ۲۸۰ م م (در مجموع دو راکت  ) وی  تا پنچ راکت ۵۵ م م زیر هر بال را حمل کند.برخی از نمونه های تولید برای حمل یک اژدر ۱۴۰۰ کیلوگرمی  زیر بدنه نیز تغییر یافتند. تسلیحات ثابت این مدل   دو توپ  ۲۰ م م در ریشه بال و دو مسلسل ۱۳ م م در دماغه بود.همچنین این مدل زره بیشتر در زیر بدنه داشت و وزن بیشتری داشت . ۲۷۰ فروند از این نسخه تولید شد

FW-190G: این نسخه  فاقد توپ ۲۰ م م ریشه بال بود  در عوض می توانست  دو بمب ۲۵۰ کیلوگرمی ویا یک بمب ۵۰۰ کیلوگرمی را زیر بدنه حمل کند و همچنین توان حمل یک بمب ۲۵۰ کیلوگرمی را نیز زیر هر بال حمل می کرد. این نمونه می توانست  در یک ماموریت  تا ۱۵۰۰ کیلوگرم بمب را حمل کند که در تمامی اعضای این خانواده بیشترین میزان را داشت . برخی نسخه های تولیدی این مدل نیز دارای  شش توپ ۲۰ م م بود که  برای حمله به  خودرو های زرهی سبک به کار می رفت

با مجموع تولید نسخه های سری A ، مدل ارتفاع بالا و نسخه تهاجمی  ، ۲۰۰۰۰ فروند از این  هواپیما ساخته شد

نسخه تهاجمی 190 اف و بمب 250 کیلوگرمی زیر بدنه

نسخه تهاجمی ۱۹۰ اف و بمب ۲۵۰ کیلوگرمی زیر بدنه

سابقه رزمی

فوک ولف ۱۹۰ در  اوت سال ۱۹۴۱ عملیاتی شد. این هواپیما  در نبرد بریتانیا  حضور نداشت  دست کم چندین ماه بعد عملیاتی شد. خلبانان انگلیسی  به سرعت گذارش  دیدن ان را دادند. از دید انها هواپیمای جدید شبیه پی ۴۰ امریکایی با یک موتور شعاعی بود. هواپیما عملکرد خوبی در ارتفاع پایین داشت و نشان داد به خوبی از پس هاوکر هاریکن و پی ۴۰ در ارتفاع پایین بر می امد  و شتاب بالای داشت اگرچه همچنان  پاینتر  از اسپید فایر بود

در ژوئن سال ۱۹۴۲ یک خلبان المانی با ۱۹۰  به اشتباه در انگلستان فرود امد  و انگلیسیها ان را ازمودند  و کارایی ان در ارتفاع پایین انها را به شدت تحت تاثیر گذاشت  و در کل خلبانان  المانی  از ان راضی بودند  دست کم تا زمانی که در ارتفاع زیر ۳۰۰۰ متر با ان دست به درگیری میزدند

اولین درگیر بزرگی که ۱۹۰ در ان حضور داشت به عملیات دیپ بر میگردد. این عملیات در شمال فرانسه در ۱۹ اوت سال ۱۹۴۲ انجام شد و هدف ان اشغال یک بندر  در شمال فرانسه  برای باز کردن جبهه جدید در اروپا ضد المان بود که در نهایت عملیات  شکست خورد. این عملیات  با حضور  نیروی هایی انگلیسی و کانادای انجام شد و در ان میان ۱۱۵ فروند ۱۹۰ در برابر ۳۰۰ جنگنده اسپید فایر و تعداد کمی هاوکر هاریکن قرار گرفتند. طی عملیات ۱۰۶ جنگنده انگلیسی  در برابر ۸۱ فروند  ۱۹۰ از دست رفت که نتیجه خوبی بود.  ریجارد فوس فرمانده عملیات هوایی انگلیسی ها بعدها در نامه ای   در مورد ۱۹۰ در این عملیات می گوید به مراتب خطر ناک تر از میشراسمیت  ۱۰۹ بوده

در ژوئن سال ۱۹۴۲ به ۱۹۰ عملیات جدید برای بمب باران برخی شهرهای انگلستان در جنوب غربی این کشور  در ساحل  کانال مانش انجام داد . در این عملیات  ها ۱۹۰ واقعا  عالی ظاهر شد زیرا حملات در ارتفاع پایین  و به سرعت انجام می شد   و دفاع در برابر انها سخت بود . پرواز زیر پوشش رادار های انگلیسی دفاع را سخت کرده بود و انگلیسیها  مجبور  به پرواز  طولانی گشتی  در طول روز برای مقابله با ۱۹۰ ها شدند. موفقترین  این عملیاتها در ۳۱ اکتبر سال ۱۹۴۲ انجام شد که   در ان ۷۰ فروند ۱۹۰ موفق به رها کردن  ۳۰ بمب  ا در شهر کانتربری شدند  که ۱۱۶ نفر کشته شدند. این بزرگترین عملیات جنگندهای المانی  بعد از بر ضد  بریتانیا بر فراز انگلستان بود

دو مسلسل 13 م م روی دماغه

دو مسلسل ۱۳ م م روی دماغه

ولی در نهایت انگلیسی ها  توانستند  با استفاده از تاکتیکی  مختلفی از جمله دیدبان های هوایی و گشت هوایی جلوی این حملات را بگیرند  به صورتی که در اوریل سال ۱۹۴۳ به تلافی بمب باران  شبانه انگلیسی ها  دو واحد ۱۹۰  تلاش  در بمب باران  لندن کردند که تقریبا  یک یک شکست فاجعه بار تمام شد و دو  سوم ۱۹۰ اعضایم از ۵۰ فروند نابود شدند. از انجایی که از سال ۱۹۴۲ به بعد المانها توان فرستادن بمب افکن بر فراز انگلستان  را به دلیل پوشش هوایی مستحکم نداشتند تمام امید ها  برای بمب باران شهرهای انگلستان به ۱۹۰ بسته شده بود

با اغاز عملیات در نرماندی  و پیاده شدن متفقین در فرانسه  ۱۹۰ در روز نخست  ۷۷۰ پرواز انجام داد . طی سه روز نسخت عملیات هوایی ۱۹۰ شامل  بمب باران متفقین بود زیرا امید بود که انها در صاحل  زمینگیر شوند. از دست رفتن تعداد از انها باعث شد دو واحد دیگر به منطقه اعضام شوند ولی بعد از  گذشت چند روز و استقرار متفقین با در نظر گرفتن اینکه نیروی هوایی متفقین نیروی های   المانی را زیر  اتش گرفتند ، ۱۹۰ در نقش دفاع هوایی به کار رفت. تا ۲۰ روز بعد از عملیات  در مجموع ۲۰۰ فروند  و  تا پایان ماه ژوئن ۲۳۰ فروند ۱۹۰ از دست  رفت که البته موفق به سرنگونی ۱۷۳ هواگرد  متفقین نیز شد. در کل طی ۲۰ روز اول ۵۵۱ جنگنده المانی سرنگون شد و ۶۵ فروند نیز روی زمین  از بین رفت ولی المانها خود مدعی از بین بردن ۵۲۶ فروند جنگنده متفقین هستند

بخش دیگری از ماموریت ۱۹۰ مقابله با بمب افکن های  متفقین بود.از اواسط سال ۱۹۴۳ با رشد سریع بمب باران های متفقین ۱۹۰ برای انجام عملیات پرواز شبانه بر ضد بمب افکنها شب پرواز استفاده  شد.۱۹۰ رادار نداشت و جنگنده شب پرواز نبود و تنها روش استفاده این  بود که پشت سر جنگندهای رادار  دار  چون بی اف۱۱۰ و یا یونکرز ۸۸ راه می افتاد  و به اهدافی که انها پیدا میکردند حمله کند. همچنین استفاده  از منور ارتفاع بالا برای ادرس  دهی از روی زمین  نیز متداول بود. از جولای  ۱۹۴۳ تلاش شد با کمک  نورافکن  های ارتفاع بالا از روی زمین  بمب افکن  را برای ۱۹۰ روشن کنند تا ان دست به حمله بزند  ولی در کل  اصلا  موثر نبود و به زودی برنامه پرواز شبانه ۱۹۰ رها شد

در عوض از ۱۹۰ برای حملات روزانه به بمب افکنها  استفاده شد ولی به زودی مشخص شد که مسلسل های ۷٫۹۲ و حتی توپ ۲۰ م م برای سرنگون دژ  پرنده امریکایها یعنی ب۱۷ اصلا  کافی نیست(برای اشنایی با ب۱۷ اینجا را کلیک کنید)

Focke-Wulf-Fw-190-WNr-50046-in-flight-01

از طرفی شلیک صدها مسلسل ۱۲٫۷ م م دفاعی این بمب افکنها کار را برای  ۱۹۰ سخت کرده بود از این رو ۱۹۰ تنها معمولا به ب۱۷ صدمه وارد میکرد به جای انکه  انها را سرنگون کند . به سرعت نیروی هوایی المان  دست  به نصب  غلاف توپ زیر بال های ۱۹۰ زد. این غلاف های دارای دو توپ ۲۰ م م بودند که یک غلاف زیر هر بال نصب می شد. از این رو از انجای که نسخه دفاعی هوایی خود چهار توپ ۲۰ م م ثابت داشت با کمک چهار  توپ ۲۰ م م دیگر به صورت غلاف توان اتش  بیشتری بر ضد بمب افکن ها  پیدا کرد . از نوامبر سال ۱۹۴۳ نیز  توپ ۳۰ م م روی ۱۹۰ ها ازمایش  شد . با نصب توپ ۳۰ م م روش جدید توسط خلبانان  المانی  به کار رفت. از انجای که مهمات توپ ۳۰ م م کم بود انها از  ۵۰۰ متری  با مسلسل های ۱۳  م م و توپ ۲۰ م م به طرف  ب ۱۷ اتش می کردند (البته از عقب بمب افکن  به ان حمله می کردند) تا با این شکل  مسلسل چی بمب افکن  را سردرگم کنند و وقتی که به ۱۵۰ متری می رسیدند  دست به اتش توپ ۳۰ م م می زدند

اینکه ۱۹۰ چند ب۱۷ را سرنگون کرد مشخص نیست  ولی انتظار می رود دست کم ۵۰۰ ب۱۷ را سرنگون کرده باشد در کل ۱۹۰ انقدر که به نقش یک جنگنده بمب افکن  به کار رفت نقش  شکاری نداشت   زیرا همواره مشکلات موتور BMW-801 در ارتفاع بالا مانع درگیر تمام یار در ارتفاع بالا با بمب افکن های  متفقین می شد و پیروزی ها نیز معمولا توسط نسخه ارتفاع بالای ۱۹۰ به دست امد

در جبهه  شرق ۱۹۰ بیشتر استفاده شد. زیرا در نقش جنگنده بمب افکن برای درگیر در خط مقدم  با روسها از سال ۱۹۴۲ کاملا مناسب  بود. در این جبهه دست کم بیش از ۵۰۰۰ هواپیمای روسی را سرنگون کرد. البته نمی توان این رقم بالا را پیروزی بزرگی برای  ۱۹۰  حساب کرد زیرا دست کم دو سوم این رقم را بمب افکن های  شیرجه روی ایلیوشین ۲ تشکیل میدهد که یک هواپیمای  تک موتوره ساده بود که سرعت ان به سختی  به ۳۵۰ کیلومتر بر ساعت می رسید . ایلیوشین  ۲ پر تعداد ترین هواپیمای  تاریخ بود و بیش از ۴۰۰۰۰ فروند ان ساخته شد

در مجموع فوک ولف ۱۹۰ بهترین جنگنده بمب افکن نازیها و شاید کل جنگ بود اگرچه رقیب بسیار قدری  چون پی ۴۷ نیز داشت. اگر موتور بهتری داشت  صدرصد موفقیت بیشتری به دست می اورد

Cutaway Fw 190A

مشخصات  فوک ولف ۱۹۰ –ای۸

خدمه: یک نفر

طول:۹ متر

بلندی:۳٫۹۵ متر

وزن خالی:۳٫۲ تن

بیشترین وزن برخاستن:۴٫۹ تن

موتور: یک موتور شعاعی ۱۴ سیلندر با ۱۷۰۰ اسب بخار

 بیشترین سرعت:۶۵۶ کیلومتر بر ساعت

برد: با توپ ۸۰۰ کیلومتر

سلاح: در برخی مدلها دو مسلسل  ۱۳ م م در دماغه و چهار توپ ۲۰ م م در بالها و برخی مدلها دو مسلسل ۱۳ م م و دو توپ ۳۰ م م

ترجمه: عبدالحمید تارخ

منبع: http://acepilots.com/german/fw190.html

جنگاوران

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۵ ، ۰۷:۳۵
شیمی دان جوان

منبع:سایت تبیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۵ ، ۰۷:۳۳
شیمی دان جوان

انسان ها به همان اندازه که نیازمند دوستان و راه ها و ملاک هایی برای شناخت دوست هستند، به همان اندازه نیز نیازمند راه های شناسایی دشمن و ملاک هایی برای شناخت آنان می باشند.

زهرا رضاییان/کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث - بخش قرآن تبیان
تکبر

قرآن کریم در بیانات مختلف شناسایی دشمنان و آماده سازی برای مقابله با آنان، را امری بسیار ضروری و لازم می داند؛ ضمن اینکه هدایت و مصونیت از انحراف در زندگی و دستیابی به کمالات و خوشبختی دنیوی و اخروی، را نیز دارای نقش و جایگاه مهم و اساسی می داند. در حقیقت هنر قرآن افزون بر معرفی دشمن و شیوه های او، شناساندن راه مقابله با آن نیز می باشد.

توکل

شیطان با مکر و حیله های فراوان و نیز خطرهای جدی برای انسان، هیچ گونه سلطه ای بر افراد با ایمان و توکل کننده به خداوند ندارد: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ - إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُونَ».(1) این دو آیه مردم را به دو گروه تقسیم می کند و برای هر یک از آنان دو صفت بیان می فرماید: افرادی بیرون از سلطه شیطان و دارای ایمان و توکل بر پروردگار؛ یعنی از نظر عقیده تنها خدا را می پرستند و از نظر عمل مستقل از همه چیز و متکی بر خدا می باشند.
اشخاصی که زیر سلطه شیطانند؛ آن ها کسانی هستند که از نظر عقیده رهبری او را پذیرفته اند و از نظر عمل شیطان را شریک خدا رد اطاعت شمرده اند.
سلطه شیطان بر انسان ها الزامی و اجباری و ناخودآگاه نیست. انسان ها با فراهم سازی شرایط ورود شیطان به محیط جان، به او جواز عبور از دروازه قلب را می دهند. بنابراین، تقویت ایمان و توکل به خدا، دو عامل مؤثر برای مقابله با نقشه های شیطان می باشد.

ترک معصیت

در حدیث آمده است: «شیطان پیوسته بندگان خدا را وسوسه می کند و هنگامی که خدا را یاد می کنند، بر می گردد» از این رو انسان با اسلحه ذکر به مقابله با شیطان بر می خیزد و پیروزی نیز از آن اوست

راه دیگر قرآن برای مقابله با شیطان، انجام تکالیف و ترک معصیت است. انسان با انجام وظیفه شرعی، بینی شیطان را به خاک می مالد. او هیچ سلطه ای بر چنین انسانی ندارد؛ چرا که سلطه او فقط بر افراد گنهکار است: «هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّیَاطِین * تَنَزَّلُ عَلَى کُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیمٍ»؛ «آیا شما را خبر دهم که شیاطین بر چه کسى فرود مى آیند، بر هر دروغ زن گناهکارى فرود مى آیند» (2) 
شیطان بر آن دسته از افرادی که دروغ گویی حرفه آن ها و گنهکاری، شغلشان است، سلطه دارد؛ ولی کسانی که صداقت حرفه شان و اطاعت از خداوند شغل شان باشد، از تحت سلطه شیطان بیرونند.

یاد خدا

یاد و نام پروردگار سبب دور شدن شیطان از حریم جان و دل انسان می شود؛ زیرا شیطان فقط بر دل های غافل سلطه دارد و بر دل های ذاکر و بیدار چیرگی ندارد. علت نامیدن شیطان به خنّاس این است که او خود را مخفی می کند و هنگامی که مؤمن نام خدا را می برد، منقبض می شود و فرار می کند؛ همان گونه که در حدیث آمده است: «شیطان پیوسته بندگان خدا را وسوسه می کند و هنگامی که خدا را یاد می کنند، بر می گردد» (3)؛ از این رو انسان با اسلحه ذکر به مقابله با شیطان بر می خیزد و پیروزی نیز از آن اوست.

پناه بری به خدا

قرآن عنایت زیادی به موضوع استعاذه یعنی پناهنده شدن به خدا از شر شیطان دارد. برای اثبات اهمیت استعاذه، هفده بار این مسئله را مطرح نموده است که خود دلیل بر اهمیت موضوع می باشد.

استعاذه از متکبر

حضرت موسی (علیه السلام) با پناه بری به خدای متعال از شر هر متکبری می گوید: «وَقَالَ مُوسَى إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَرَبِّکُم مِّن کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لَّا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسَابِ»؛ «و موسى گفت من از هر متکبرى که به روز حساب عقیده ندارد به پروردگار خود و پروردگار شما پناه برده ام» (4) گفتار حضرت موسی (علیه السلام) نشان می دهد که افرادی با این دو ویژگی تکبر و عدم اعتقاد به قیامت به قدری آدم های خطرناکی محسوب می شوند که باید از شر آنان به خدای سبحان پناه برد؛ زیرا تکبر سبب می شود جز خودش و افکارش را نبیند و عدم ایمان به روز حساب نیز سبب می شود که هیچ حسابی در برنامه و کار او نباشد. (5)

پناه بردن از شر جهالت

شیطان بر آن دسته از افرادی که دروغ گویی حرفه آن ها و گنهکاری، شغلشان است، سلطه دارد؛ ولی کسانی که صداقت حرفه شان و اطاعت از خداوند شغل شان باشد، از تحت سلطه شیطان بیرونند

در داستان حضرت نوح (علیه السلام) می بینیم که حضرت متوجه می شود تقاضای نجات فرزندش صحیح نمی باشد؛ زیرا خداوند پیوند مکتبی را فوق پیوند سببی قرار داد و فرمود: «قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَن تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ»؛ «فرمود اى نوح او در حقیقت از کسان تو نیست او [داراى] کردارى ناشایسته است پس چیزى را که بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز مى دهم که مبادا از نادانان باشى» (6)و رو به درگاه پروردگار می کند و می گوید: «قَالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُن مِّنَ الْخَاسِرِینَ»؛ «گفت پروردگارا من به تو پناه مى برم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم و اگر مرا نیامرزى و به من رحم نکنى از زیانکاران باشم ».(7)
هر چند گناهی از او سر نزده بود، اما مقام و موقعیت پیامبر ایجاب می کند که بیش از این مراقب گفتار و رفتار خود باشد؛ زیرا همین ترک اولی را برای خود خطا تلقی و از پیشگاه خدای متعال تقاضای بخشش می کند.

پناه بری در لغزشگاه ها

«وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ»؛«و آن [بانو] که وى در خانه اش بود خواست از او کام گیرد و درها را [پیاپى] چفت کرد و گفت بیا که از آن توام [یوسف] گفت پناه بر خدا او آقاى من است به من جاى نیکو داده است قطعا ستمکاران رستگار نمى شوند» (8) وقتی عشق به حضرت یوسف (علیه السلام) در اعماق جان همسر عزیز مصر پنجه افکند، به خیال خود تمام مقدمه ها را آماده کرده بود. از آن حضرت تقاضای کامجویی نمود، ولی آن حضرت پاک و پرهیزگار جز به خدای سبحان نمی اندیشید و قلبش تنها در گرو عشق آن ذات مقدس بود. اما همه جریان ها را به سوی لغزش و گناه مشاهده کرد و هیچ راه ظاهری برای خود باقی ندیده بود، در پاسخ زلیخا فرمود: «به خدا پناه می برم» و به او فهماند که هرگز با داشتن پناهگاه محکمی مثل خداوند متعال در برابر خواسته های نامشروع وی تسلیم نخواهد شد؛ چون برای خداوند قادر خلوت و جلوت یکسان است. انسان در هر موقعیتی می تواند به او پناه ببرد و به یقین مطمئن ترین پناهگاه است.

پی نوشت ها:
1. نحل: 99 و 100.
2. شعراء: 221 و 222.
3. لسان العرب، ج6، ص 71.
4. غافر: 27.
5. تفسیر نمونه، ج20، ص 80.
6. هود:46.
7. هود:47.
8. یوسف: 23.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۵ ، ۰۷:۳۳
شیمی دان جوان

برگرفته از سایت همیار مهدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۵ ، ۰۷:۲۲
شیمی دان جوان

این روزها بحث نبرد بتمن و سوپرمن به خاطر اکران فیلم «بتمن علیه سوپرمن» حسابی داغ است. بزرگ‌ترین سوال طرفداران این است که آیا یک مرد عادی در برابر یک بیگانه‌ی ضدضربه شانسی برای پیروزی دارد؟ همراه زومجی و بررسی یک تئوری دیگر باشید.

Batman-vs-Superman-in-The-Dark-Knight-Returns-Comic

به محض اینکه خبر ساخت فیلم «بتمن علیه سوپرمن»، یکی از موردانتظارترین اتفاقاتِ سینمایی این ابرقهرمانان مشهور اعلام شد، با خودمان گفتیم این دیگر چه نبرد مسخره‌ای است. سوپرمن از همان اولین شماره‌ی کمیک‌بوکش نشان داده که می‌تواند با انگشت کوچکِ دست راستش ماشین آدم‌بدها را بلند کند و به آسمان ببرد. او می‌تواند دیوار صوتی را بشکند. از درون آتش بیرون بیاید و گلوله‌ها پس از برخورد با حدقه‌ی چشمش کمانه می‌کنند و خلاصه به حدی قوی است که می‌تواند تمام منظومه‌ی شمسی را با زنجیر بکشد! بتمن چه؟ او تانک دارد. هواپیما دارد. لباس ضدگلوله‌ به تن می‌کند و هر از گاهی گله‌ای از خفاش‌های عصبانی به کمکش می‌آیند. خب، این تجهیزات خفن شاید به درد مبارزه با جوکر بخورد (که این‌طور نیست)، اما نباید این نکته‌ی بزرگ را فراموش کنیم که ما با مسابقه‌ی بوکسی طرف هستیم که در یک سوی آن، یک بیگانه‌ی فضایی پولادین قرار دارد و در طرف دیگرش، یک مرد مایه‌دار که یکی از آن مشت‌های آب‌دار سوپرمن استخوان‌هایش را خرد خواهد کرد. مثل این می‌ماند که من با پررویی تمام به مصاف با محمدعلی کلی بروم. یا یک بچه‌ی اول دبستانی جلوی قلدر مدرسه که ساندویچ کالباسش را کش رفته است، گارد بگیرد. یا نمی‌دانم تیم فوتبال تشتک‌سازی قاسم‌ آباد به مصاف بارسلونا برود (آره، عشق است مسی!).

خب، طبیعتا نتیجه‌ی مسابقه از کیلومترها دورتر شکست وحشتناک و خنده‌داری را برای حریف ضعیف پیش‌بینی می‌کند. پس، بتمن دقیقا در این نبرد چه غلطی می‌کند؟! چون به نظر من عنوان فیلم را از «بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت» باید به «سوپرمن پیروز می‌شود: ختم کلام» تغییر بدهند و دیگر خیال ما را راحت کنند که این همه سر دیدن نبرد قابل‌پیش‌بینی آنها خودمان را خسته نکنیم، درسته؟ اما صبر کنید! شاید در ظاهر تمامی آمارها به نفع له‌شدن بتمن به دست سوپرمن باشد، اما نباید قبل از بررسی یک عنصر مهم، نتیجه‌ی این مبارزه را قابل‌پیش‌بینی بدانیم. چون حتما قبول دارید که بتمن بیشتر از قدرت فیزیکی، به خاطر آی‌کیویِ بالایش مشهور است و به خاطر همین است که از او به عنوان بزرگ‌ترین کاراگاه دنیا یاد می‌کنند. اگر عقب‌افتاده‌ای مثل من به مصاف با سوپرمن می‌رفت، خب، همه‌چیز به پای حماقت من نوشته می‌شود و لازم به این همه بررسی و محاسبه نبود. اما وقتی باهوش‌ترین نابغه‌ی دنیا بعد از دیدن زنده بیرون آمدن سوپرمن از درون برج‌های سقوط کرده، برای او شاخ‌ می‌شود، حتما دلیلی وجود دارد. فقط کافی است به علم و دانش بروس وین اعتقاد داشته باشید، تا همین الان تصمیم او را عاقلانه پیدا کنید و حتی انتظار داشته باشید تا او از این مبارزه پیروز بیرون بیاید. چگونه؟ بیایید ببینیم چرا اگر بروس وین از مغزش استفاده کند (که در این مسئله شکی نیست) و کمی پول خرج کند (در این زمینه هم که مشکلی نداریم!)، می‌تواند سوپرمن را نفله کند. بله، همان سوپرمنی که گلوله‌‌ها پس از برخورد به حدقه‌ی چشمش کمانه می‌کنند!

hero1

بله، حتما اولین چیزی که در زمینه‌ی آسیب‌رساندن به سوپرمن به ذهن‌مان می‌رسد، کریپتونایت است. اگرچه سوپرمن پس از قرار گرفتن در معرض کریپتونایت مثل قند آب می‌شود و به همین دلیل، او مثل جن از آن تکه‌ سنگ‌های سبز و درخشان هراس دارد، اما ما قرار نیست درباره‌ی کریپتونایت حرف بزنیم. سوال این است که اگر بروس به کریپتونایت دسترسی نداشته باشد، چگونه می‌تواند به قدرتی برابر با مرد پولادین برسد؟ همان‌طور که قبلا از طریق راه و روش‌های علمی واقعی ثابت کردیم که با خوردن سیب‌زمینی در سطح مریخ می‌توان زنده ماند، الان هم می‌خواهیم از علم برای اثبات این تئوری استفاده کنیم که: بروس وین چگونه می‌تواند بیگانه‌ای را شکست دهد که قدرتش با خدایان مقایسه می‌شود!

خب، باید از کجا شروع کنیم: سان سو، نویسنده‌ی کتاب «هنر جنگ» می‌گوید که اولین پله‌ی پیروزی در نبرد، «شناختن دشمن» است. پس، قبل از هرچیز باید ببینیم چه چیزی سوپرمن را این‌قدر قدرتمند کرده و به یک «ابرانسان» تبدیل می‌کند. از آنجایی که ما داریم درباره‌ی نسخه‌ی سوپرمنِ فیلم «بتمن علیه سوپرمن» صحبت می‌کنیم، برای این کار باید به سراغ توضیحاتی که در فیلم قبلی مجموعه‌ی دی‌سی یعنی «مرد پولادین» گفته شده، برویم. در آن فیلم ما از زبان راسل کروی هولوگرامی می‌شنویم که کال-اِل واقعا یک ابرانسان به دنیا نیامده، بلکه این شرایط و اتمسفر سیاره‌‌ی زمین است که تمام این توانایی‌های شگفت‌انگیز را به او می‌دهد. در واقع، سوپرمن بر روی سیاره‌ی خودش نمی‌تواند با سرعت صوت پرواز کند و این جاذبه‌ی ضعیف زمین و شدت نور بیشتر خورشید نسبت به کریپتون است که قدرت‌هایش را ایجاد می‌کنند. خب، حتما با خودتان می‌گوید اینها فقط یک مشت چرت‌و‌پرت‌های باحالِ کمیک‌بوکی است و در واقعیت هرگز با ترکیبِ قدرت جاذبه و نور خورشید نمی‌توان به ابرانسانی تبدیل شد که هواپیما بلند می‌کند، اما واقعا تمام این حرف‌های عجیب‌و‌غریب یک‌جورهایی در علم ریشه دارد. اگر باور نمی‌کنید، بیایید دو عنصری که در قدرت سوپرمن نقش دارند را بررسی کنیم.

man-of-steel-10

جاذبه‌‌ی زمین

اگر کریپتون جاذبه‌ی قوی‌تری نسبت به زمین داشته باشد، پس بیگانه‌ای که به زمین سفر می‌کند، می‌تواند اشیای سنگینی را بلند کند که هیچ انسانی قادر به انجامش نیست. این به این دلیل است که ماهیچه‌های یک ساکن کریپتونی به جاذبه‌ی آنجا عادت کرده است. برای مثال تاکنون در ویدیوهایی که از فضانوردانِ بر روی ماه پخش شده، دیده‌اید آنها با وجود تمام تجهیزات سنگینی که حمل می‌کنند به سادگی بالا می‌پرند و با سرعت خیلی خیلی کمتری پایین می‌آیند. این به این دلیل است که جاذبه‌ی ماه ۸۳ درصد کمتر از زمین یا به عبارتی یک ششم زمین است. از آنجایی جرم یک شی همیشگی است، اگر شما بر روی زمین ۹۰ کیلوگرم وزن داشته باشید، بر روی ماه وزن‌تان به چیزی حدود ۳۰ کیلوگرم کاهش می‌یابد.

به این ترتیب به نکته‌ی اصلی بحث‌مان می‌رسیم. مسئله این است که تغییر در جاذبه، روی توانایی فرد در بلند کردن اشیا هم تاثیرگذار است. مثلا انسانی که بر روی زمین توانایی بلند کردن ۴۵ کیلوگرم را دارد، بر روی ماه می‌تواند شش برابر آن یا به عبارتی دیگر حدود ۲۷۰ کیلوگرم را بلند کند. خب، حالا به جای زمین و ماه، ما کریپتون را داریم. از آنجایی که قدرت جاذبه‌ی زمین ضعیف‌تر از کریپتون است، سوپرمن وزن کمتری بر روی زمین دارد و قادر است هواپیماها را بدون آخ گفتن کنترل کند. آیا این مسئله به تنهایی ریشه‌های قدرت‌های سوپرمن را توضیح می‌دهد؟ باید اعتراف کنم که نه. اما هنوز تمام نشده. اینجا است که به عنصر دوم تاثیرگذار در قدرت‌ سوپرمن می‌رسیم.

superman

نور خورشید

وضعیت سوپرمن و خورشید خیلی شبیه به گیاهان است. همان‌طور که گیاهان معمولی بدون نور خورشید، می‌میرند، سوپرمن هم نیرویش را از خورشید تامین می‌کند. دقت کنید: نوری که از خورشید به زمین می‌رسد حاوی پرتوهای غیریونیزان (Non-ionizing) است. پرتوهای چی‌چی؟ پرتوهای غیریونیزان قدرت کافی برای یون‌سازی را ندارند. یعنی این پرتوها نمی‌توانند الکترون‌های اتم‌ها و مولکول‌ها را بدزدند. بلکه فقط حاوی انرژی کافی برای به جنبش انداختن الکترون‌ها هستند. برای اینکه بهتر بفهمید، پرتوهای غیریونیزان را موسیقی راکِ آرام و قابل‌شنیدنی در نظر بگیرید که مثلا شما را در حد تکان دادن سرتان و زمزه کردن متن آهنگ سر ذوق می‌آورند. حالا این را مقایسه کنید با پرتوهای «یونیزان» که مثل آلبومی از گروه هوی متالِ «متالیکا» می‌ماند که مغزتان را داغان می‌کند! پرتوهای یونیزان چنان قدرتی دارند که می‌توانند الکترون‌ها را از اتم‌ها و مولکول‌ها جدا کنند. همین پرتوهای یونیزان پدرسوخته هستند مجبورتان می‌کنند در زمان گرفتن عکس‌های رادیولوژی و ام.آر.آی لباس مخصوص بپوشید. چون آنها می‌توانند به‌طرز بدی تمام الکترون‌های دوست‌داشتنیِ اتم‌های بدن‌تان را غارت کنند! این همان نوع پرتوی خطرناکی است که وقتی همه درباره‌ی رآکتورهای هسته‌ای صحبت می‌کنند، از آن ابراز نگرانی می‌کنند. خلاصه اینکه پرتوهای یونیزان چیزهای غیرشوخی‌برداری هستند!

به هرحال، اکنون می‌توانیم نحوه‌ی کارکرد قدرت سوپرمن را بهتر متوجه شویم. گیاهان از طریق عمل فوتوسنتز پرتوهای غیریونیزان نور خورشید را دریافت می‌کنند و این پرتوهای سالم را به انرژی شیمیایی تبدیل کرده و رشد می‌کنند. سوپرمن هم دقیقا چنین کاری را انجام می‌دهد. آدم‌های عادی وقتی زیر نور خورشید باشند، آفتا‌ب سوخته می‌شوند، اما سوپرمن با استفاده از نور خورشید ماهیچه‌هایی ضدضربه به‌دست می‌آورد و از چشمانش لیزر شلیک می‌کند. از دست این روزگارِ غیرمنصفانه! آفتا‌ب‌سوختگی کجا، چشمان لیزری کجا! در این لحظه، این سوال مطرح می‌شود که «پایگاه مخفی» سوپرمن چرا به جای قطب شمال که کمترین نور خورشید را دریافت می‌کند، در جای گرم‌تری مثل باهاماس یا همین دریاچه‌ی نمک قم خودمان نیست؟ بله، سوپرمن شاید زور و بازوی قدرتمندی داشته باشد، اما از لحاظ هوش کمی می‌لنگد! خلاصه درنهایت به این نتیجه می‌رسیم که منبع توانایی‌های فرابشری سوپرمن جاذبه‌ی زمین و نور خورشید است و بدون اینها او نیز به یک انسان معمولی تبدیل می‌شود. چنین چیزی را در فیلم «مرد پولادین» می‌بینیم؛ جایی که سوپرمن به فضاپیمای ژنرال زاد آورده می‌شود و به محض اینکه برای اولین بار در برابر اتمسفر کریپتون قرار می‌گیرد، بلافاصله روی زمین می‌افتد و خون بالا می‌آورد.

Batman-V-Superman-Trailer-Cavill-Satellite

نقشه چیست؟

خب، حالا که بخش «شناختن دشمن» را پشت سر گذاشتیم، باید دنبال حفره‌هایی در آنها بگردیم تا به نفع بتمن از آنها استفاده کنیم. برای شروع باید به دنبال نیرویی بگردیم که بتواند به سوپرمن آسیب بزند. شاید فکر کنید سوپرمن قدرت نامحدودی دارد و هیچ نیرویی قادر به ایستادگی در مقابل او نیست، اما در حقیقت حتی پسر کریپتون نیز از یک جایی به بعد درد را احساس می‌کند. سوال این است چگونه باید مقدار نیروی آسیب‌زننده به سوپرمن را محاسبه کنیم و قبل از شروع فیلم آن را به گوش بروس وین برسانیم؟ ساده است. با کشف مقدار نیروی جاذبه‌ی کرپیتون همه‌چیز حل می‌شود.

هنری کاویل که نقش سوپرمن را در «مرد پولادین» بازی کرده به گفته‌ی خودش در زمان فیلمبرداری حدود ۹۲ کیلوگرم وزن داشته است. براساس سایت «اِستک» ورزشکاران در اوج شرایط فیزیکی‌ و بعد از تمرین‌های مختلفی می‌توانند دو برابر وزن خودشان را بلند کنند. پس، هنری کاویل در بهترین شرایطش می‌تواند ۱۸۴ کیلوگرم را از جا بکند. حالا بیایید نگاهی به فیلم «بتمن علیه سوپرمن» بیندازیم که در آن سوپرمن یک موشک را بالای سر می‌گیرد. موشکی که کم‌و‌بیش حدود ۷۵ هزار کیلوگرم وزن دارد. وقتی این رقم را تقسیم بر آن ۱۸۴ کیلوگرم کنیم، رقمی که بدست می‌آید مقدار وزنی است که سوپرمن در شرایط عادی می‌تواند بلند کند. نتیجه عدد ۴۰۶ است. یعنی سوپرمن ۴۰۶ برابر قوی‌تر از هنری کاویل است. برای اینکه سوپرمن بر روی زمین ۴۰۶ برابر قوی‌تر باشد، نیروی جاذبه‌ی کریپتون نیز باید ۴۰۶ برابر قوی‌تر از زمین باشد. خب، اگر قدرت جاذبه‌ی زمین ۹.۸ متر بر مجذور ثانیه باشد که هست، فقط کافی است این عدد را ضربدر ۴۰۶ کنیم تا مقدار قدرت جاذبه‌ی کریپتون را بدست بیاوریم. نتیجه چیزی دور و اطراف عدد ۳۹۹۱ متر بر مجذور ثانیه است و این عدد واقعا دیوانه‌کننده است!

batman

قضیه از این قرار است که نیروی جاذبه‌ی خورشید خودِ ما ۲۷۴ متر بر مجذور ثانیه است. بنابراین برای بازسازی نیروی جاذبه‌ی کریپتون به ۱۴تا خورشید نیاز داریم! پس، حالا اصلا قدرت فرابشری و غیرقابل‌توقفِ سوپرمن عجیب به نظر نمی‌رسد. به خاطر همین است که تلاش ژنرال زاد در «مرد پولادین» برای تبدیل کردن زمین به مکانی با ویژگی‌های کریپتون شکست می‌خورد. چون اختلاف نیروی جاذبه‌ی این دو سیاره به‌طرز عجیبی زیاد است. خب، حتما می‌پرسید تمام اینها به چه معنایی است؟ این یعنی اگر سوپرمن بر روی زمین ۴۰۶ برابر قوی‌تر از آدم‌های عادی باشد، بتمن برای ناک‌اوت کردنِ او به مشتی با نیروی ۴۰۶ برابر قوی‌تر از یک آدم عادی نیاز دارد. شاید بگویید آخه بروس وینِ بدبخت چنین قدرتی رو از کجاش می‌خواد در بیاره؟ جواب این است که نگران نباشید. بروس فقط کافی است اراده کند تا ۴۰۶ برابر که هیچی، مشتی با قدرت هزار برابر یک مشت معمولی به طرف سوپرمن پرتاب کند!

در سال ۲۰۱۳ محققانِ دانشگاه برکلی کالیفرنیا یک ماهیچه‌ی روباتیک اختراع کردند که هزار برابر قوی‌تر از انسان بود. این ماهیچه‌‌ی روباتیک که از ماده‌ای به اسم «اکسید وانادیم» ساخته شده بود که در دوربین‌های عکاسی و سیستم‌های راهنمای موشک نیز وجود دارد، می‌توانست در عرض چند میلی‌ثانیه اشیایی ۵۰ برابر سنگین‌تر از خودش را به ۵ برابر فاصله‌اش پرتاب کند. خب، فکر کنم حالا بتوانید پایان داستان را پیش‌بینی کنید! بتمن می‌تواند با استفاده از این ماهیچه‌های روباتیک، لباس آهنینی بسازد که قدرت مشت‌هایش را دو و نیم برابر قوی‌تر از سوپرمن می‌کند. خب، حالا با دیدن لباس مکانیکی بتمن در تریلرهای فیلم که مشت سوپرمن را بلاک می‌کند، می‌توانیم حدس بزنیم که بروس وین قبل از ما به این موضوع فکر کرده بوده! اگرچه تاکنون فکر می‌کردیم سوپرمن، بروس را مثل گوجه له می‌کند، اما با توجه به این محاسبات این سوپرمن است که باید نگران استخوان‌های نحیفش باشد!

image059

اگر فکر می‌کنید بتمنی که نمادش را روی بدن تبهکاران داغ می‌کند به همین راضی می‌شود، اشتباه می‌کنید. او شوالیه‌ی تاریکی است و تا وقتی «بزرگ‌ترین تهدید بشریت» که او را از خواب و خوراک انداخته را نابود نکند، بی‌خیال نمی‌شود. اگرچه لباس مکانیکی‌اش به نظر کافی می‌رسد، اما بروس می‌تواند از حفره‌ی دیگری در توانایی‌های سوپرمن به نفع خودش استفاده کند: نور خورشید. نه، بتمن قرار نیست جلوی رسیدن نور خورشید به زمین را با استفاده از پارچه‌‌ی سیاه رنگ بزرگی با خفاشی در مرکز آن بپوشاند. این کار احمقانه‌ای است! ولی او می‌تواند از آن پرتوهای یونیزانی که بالاتر درباره‌شان گفتم، استفاده کند.

batman-vs-superman

اگر یادتان باشد گفتم که سوپرمن مثل گیاهان از پرتوهای غیریونیزان برای تامین سوخت قدرت‌هایش استفاده می‌کند. همان‌طور که پرتوهای غیریونیزان حکم غذا را برای سوپرمن دارند، پرتوهای یونیزان به معنای مرگ هستند و بروس وین می‌تواند به سادگی به مقداری از این پرتوهای دوست‌داشتنی دست پیدا کند. فقط کافی است بتمن در قدم اول حریفش را در مقابل این تشعشات مضر قرار دهد و سپس وقتی سوپرمن به استفراغ کردن افتاد و رنگش زرد شد، یکی از آن مشت‌های مکانیکی‌اش را روانه‌ی دماغِ کج‌و‌کوله‌اش بکند! اگر حرف من درباره‌ی ماجرای پرتوی یونیزان را باور نمی‌کنید، می‌توانم شما را به کمیک‌بوکی که فیلم براساس آن ساخته شده، ارجاع بدهم؛ در کمیک «شوالیه‌ی تاریکی بازمی‌گردد» سوپرمن تحت شعاعِ یک انفجار اتمی قرار می‌گیرد که منبع پرتوهای یونیزان است و به همین دلیل بلافاصله به مرز نابودی کشیده می‌شود. به‌طوری که جای آن جوان خوش‌سیما را یک زامبیِ زشت می‌گیرد و سوپرمن به حدی ضعیف می‌شود که بتمن او را بیمارستانی می‌کند و نبرد را پیروز می‌شود.

شاید باز هم دلیل بیاورید که همه‌ی اینها درست، اما چه کسی می‌تواند موادی که دارای تشعشعات اتمی باشند را بدست بیارود؟ ســـلام! ما اینجا با بروس وین سروکار داریم. یکی از ثروتمندترین افراد دنیا. قیمت طراحی یک لباس آهنین سوپرمن‌کُش چقدر می‌شود؟ مهم نیست. او چگونه به مواد اتمی دست پیدا می‌کند؟ با توجه به صفحه‌ی ویکی‌پدیای بروس وین، او درحال حاضر صاحب پنجاه‌-شصت‌تا کارخانه و کمپانی مختلف است. از ساختما‌ن‌سازی وین و تحقیقات بایومکانیک وین گرفته تا فولادسازی وین، اسلحه‌سازی وین و صنایع وین. تنها کاری که بتمن باید انجام دهد، این است که شماره‌ی رآکتور هسته‌ای شخصی‌اش را بگیرد و سفارش چند جعبه مواد اتمی بدهد! بله، سوپرمن ناگهان به خودش می‌آید و از ضربه‌‌ی غیرمنتظره‌ای که خورده، شوکه می‌شود؟ چطور؟ او نمی‌داند. اما ما می‌دانیم که ترکیب پرتوهای یونیزان و یک مشت مکانیکی با قدرتی دو و نیم برابر سوپرمن، تمام مواد لازمی است که برای ترکاندن یک بیگانه‌ی خداگونه‌ی فضایی خوش‌تیپ نیاز داریم! و در این میان، باز هم مشخص می‌شود اینکه می‌گوید «پول چرک کف دسته» مزخرفی بیش نیست. اما مثل همیشه این فقط یک تئوری بود و هر اتفاقی ممکن است بیفتد!

شما درباره‌ی این محاسبات چه فکر می‌کنید؟ آیا بتمن از این طریق می‌تواند سوپرمن را نا‌ک‌اوت کند؟

منبع: Youtube

تهیه شده در زومجی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۵ ، ۰۷:۱۷
شیمی دان جوان